بهويژه درمورد كساني كه متمرد اعلام ميشدند و همهٴ حقوق خود را از دست ميدادند.1
مهمترين كار انگلستان در زمينهٴ حقوق مدني يا حقوق جزا نبود، بلكه در زمينهٴ نظريه و سازوكار مشروطيت بود. از زمان
ماگنا كارتا (1215) بهبعد پيشرفت زيادي حاصل شده بود؛ (نك مقدمه، جلد دوم 2، 1540). مجلس سيمون دو مونفور را بهخاطر آوريد (سال 1265)، كه از هر ايالت دو نجيبزاده و از هر قصبه دو شهروند فراخوانده شدند ـ نخستين دعوت از شهروندان (در خارج از ايسلند). سپس مجلس نمونه (1295)، كه در دعوتنامهٴ آن ادوارد اول اظهار كرده بود: ((بنابر عادلانهترين قانون، كه براساس تعاليم اصول مقدس تعيين شده، لازم است امور مورد قبول همگان باشد و اين از آنجا معلوم ميگردد كه همگان از خطرهاي كلي اجتناب ميكنند و در صدد چارهٴ همگاني برميآيند.)) مجلس وستمينستر (1327) آن قدرت را داشت كه ادوارد دوم را ناچار به كنارهگيري كند. فرماني در سال 1340 حق مجلس را براي تعيين مالياتها به رسميت شناخت.
بهعلاوه، در آنجا جلسات بازرگانان نيز وجود داشت، كه در سال 1275 آغاز شد، ولي تا آغاز سدهٴ چهاردهم شكل نگرفت. در اثناي سالهاي 1300 تا 1335 هفت بار چنين جلساتي تشكيل شد.2
اين رشد اصول پارلماني از ويژگيهاي انگلستان بود، ولي تلاشهاي مشروطهخواهي در كشورهاي ديگر هم وجود داشت. گرايشهاي مردمسالارانه در اين عصر چشمگير بود. اين گرايشها در آثار متخصصان حقوق مدني و در قانونهايي كه به پيشگامي آنان به وجود آمد، بهچشم ميخورد. بدبختانه قدرت اجرايي اين قوانين بسيار ضعيف بود و زورگويان (اعم از شاه يا ارباب كليسا و غير آنان فرصتهاي خوبي داشتند، كه آنها بهترش كردند. اين به هرج و مرج و سرانجام به استبداد عصر نوزايي انجاميد.3
برخلاف اين كاميابيهاي اجتماعي، كه موجب اعتبار زياد ملت انگلستان گرديد، كارهاي برجستهٴ افراد نسبتاً ناچيز است. در اين فصل تنها يك انگليسي را ميتوانم ذكر كنم، آن هم ويليام آكمي فرانسيسي است. ولي اين را هم بايد گفت كه او يكي از بزرگترين و متنفذترين انديشمندان عصر خويش بود. او از مدافعان نيرومند امپراتور در برابر ادعاهاي پاپ و يكي از نخستين مدافعان نظريهاي بود كه بعدها به شورايي معروف شد، يعني قدرت پاپ در امور روحاني هم بايد تابع يك شورا باشد. به علاوه، به عقيدهٴ او شورا بايد نمايندهٴ مردم باشد، يعني همچنان كه نمايندهٴ كشيشان است، بايد نمايندهٴ مردم عادي هم باشد و همچنان كه نمايندهٴ مردان است، نمايندهٴ زنان هم باشد!
انسان خيلي مايل است ويليام آكمي را با همكيش فرانسيسي و همميهن انگليسياش در